تبليغاتX
اگه تونستی بزنی توخال

اگه تونستی بزنی توخال

یا ایهاالذین امنوا علیکم انفسکم

اينها بين بنده و خالق بود اما الان با اجازه ي خالق عمومي مي شود به حسب ضرورت


 


 گفتم عشق شيطاني چيست؟


گفت عشق شيطاني نمي شود


گفتم مگر نمي بيني اين همه عشقي که امروز عشق اند و فردا نفرت


گفت عشق نفرت نمي شود


گفتم نمي بيني اين همه رسوايي هايي که فردايش روسياهيست؟


گفت عشق روسياهي نمي آورد


گفتم ........


گفت........


گفتم........


گفت......


گفتم   تو بگو اين چيز آزاردهنده ي سست لذت چيست؟


گفت:


اينها که گفتي عشق نيست


عشق از من است و نه از شيطان که شيطاني شود


عشق از من است  و من متنفر نمي شوم


عشق از من است و آنچه از من است روسياهي نمي آورد


عشق از من است 


 آنچه تو عشق ناميده اي هوس است


هوس است که از شيطان است


پس شيطاني مي شود، نفرت مي شود و روسياهي مي آورد


 


اما عشق ازمن است و عاشق عشق بازي را از من مي آموزد نه از شيطان


+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 10:16  توسط یک منتظر نما  | 

دلم را سپردم به بنگاه دنيا
و هي آگهي دادم اينجا و آنجا
و هر روز
براي دلم
مشتري آمد و رفت
و هي اين و آن
سرسري آمد و رفت
*
ولي هيچ كس واقعا
اتاق دلم را تماشا نكرد
دلم قفل بود
كسي قفل قلب مرا و انكرد
*
يكي گفت:
چرا اين اتاق پر از دود و آه است
يكي گفت:
چه ديوارهايش سياه است
يكي گفت:
چرا نور اينجا كم است
و آن ديگري گفت:
و انگار هر آجرش
فقط از غم و غصه و ماتم است
*
و رفتند و بعدش
دلم ماند بي مشتري
و من تازه آن وقت گفتم:
خدايا تو قلب مرا مي خري؟
*
و فرداي آن روز
خدا آمد و توي قلبم نشست
و در را به روي همه
پشت خود بست
و من روي آن در نوشتم:
ببخشيد، ديگر
براي شما جا نداريم
از اين پس به جز او
كسي را نداريم
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 14:34  توسط یک منتظر نما  |